کشف بیش از 23 هزار قرص نیروزا غیرمجاز در زرندیه

فرمانده انتظامی شهرستان زرندیه در این رابطه گفت: ماموران پلیس آگاهی این شهرستان در اجرای طرح رعد و در ایست و بازرسی در محور اتوبان ساوه- تهران حین کنترل خودورهای عبوری به یک دستگاه خودرو کامیونت یخچال‌دار مظنون و آن را متوقف کردند.
عبدالمالکی عنوان داشت: در بازرسی ماموران از خودرو فوق تعداد 23 هزار و 400 عدد قرص‌نیروزا به ارزش 200 میلیون ریال که به طرز ماهرانه‌ای در میان پاکت‌های دوغ جاسازی شده بود با دقت و تیزهوشی ماموران شناسایی و کشف شد.
وی گفت: متهم دستگیر شده به بزه انتسابی و انتقال اموال کشف شده به تهران و فروش غیرقانونی اموال غیرمجاز معترف شد.

/ 2 نظر / 11 بازدید
امیرحسام از ساوه

سلام بر جناب آقاي فرقاني دوست عزيز اگر لطف كنيد درخواستهای زیر را به اطلاع مسئولان برسانيد واقعن از لطفتون ممنون خواهم شد: برخورد با رانندگان مزاحم روزانه صدها ميني بوس قديمي به ارائه سرويس رفت وآمد كارگران مشغولند كه بعضي از آنها با صداي گوشخراش بوق خود در خيابانهاي ساوه، امان و آرامش را از مردم و مخصوصا سالمندان و بيماران گرفته اند و همينطور موتور سواراني كه با دستكاري اگزوز موتور خود و آزار مردم ، به تفريح مي پردازند. چرا نيروي انتظامي ساوه برخورد جدي نمي كند؟ سايت شوراي شهر سايت اينترنتي شوراي شهر ساوه چند سال است كه اصلن به روز نشده و فقط يك هزينه روي دست مردم گذاشته است چرا كه مردم در بي خبري كامل از تصميمات و خدمات اين شورا قرار گرفته اند. لطفا جناب آقاي سمناني به اين مشكل رسيدگي فرمايد. امير حسام

امیرحسام از ساوه

چند روز پيش بود كه از حاشيه خيابان شريعتي ساوه مي گذشتم. خيايان شريعتي، تقريبن مهمترين خيابان ساوه است و همه نقاط شهر را به هم وصل مي كند. من از طرف بانك كشاورزي به طرف ميدان مخابرات(ميدان اصلي شهر) حركت مي كردم و نزديك ساختمان بسيج كه رسيدم، دقيقن در آنسوي خيابان يك ماشين سفيد رنگ در مقابل پاي يك خانم متشخص و زيبا توقف كرد و در ادامه ، بحث داغ همان زن شيك پوش با مردي كه از داخل ماشين سفيد رنگ و مدل بالا با يكديگر خوش و بش مي كردند توجهم را جلب كرد كه من اول فكر كردم خانمه مي خواهد آدرس بپرسد اما سرش را داخل ماشين كرده بود و با هم، يكي به دو مي كردند. خانمه پوشش نامتعارفي داشت و اتفاقن از شما چه پنهان كه مانتوي قشنگ و تنگي كه پوشيده بود زيبايي هيكلش را چند برابر كرده بود. خلاصه تا من خودم را مشغول عبور از عرض خيابان كردم و دور و برم را پاييدم كه مثلن مواظب خودم باشم آن خانمه سوار صندلي جلو شد و هر دو خوشحال و خندان راهشان را گرفتند و رفتند. از آنجا كه سوء ظن داشتن كار درستي نيست لذا به نظرم رسيد كه اون آقاهه دنبال كار خير است و اصولن به پياده ها خدمت رساني مي كند!!!!!. خب، حالا به نظر شم